محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6582

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بر مردم روشن شد كه از بردن آذوقه سوى وى بترسيدند و همه چيز از وى ببريد ، چنان كه به نزد وى يك رطل نان گندم به ده درم شد كه جو خوردند ، پس از آن حبوبات خوردند ، سپس كارشان به آنجا رسيد كه دنبال كسان مىرفتند و چون يكيشان با زنى يا كودكى يا مردى تنها مىماند او را مىكشت و مىخورد . پس از آن چنان شد كه زنگى قوى بر ضعيف مىتاخت و چون با وى تنها مىماند او را مىكشت و گوشتش را مىخورد ، پس از آن گوشت فرزندان خويش را مىخوردند ، پس از آن چنان شدند كه گور مردگان را مىشكافتند و كفنهاشان را مىفروختند و گوشتشان را مىخوردند و خبيث هيچيك از آنها را كه چنين مىكردند عقوبت نمىكرد مگر به زندان كه چون مدت حبس وى دراز مىشد آزادش مىكرد گويند كه وقتى خانهء فاسق ويران شد و سوخته شد و هر چه در آن بود غارت شد و فرارى و غارت شده از غرب نهر ابو الخصيب برفت و در شرق آن جاى گرفت ابو احمد چنان ديد كه سمت شرقى را نيز به ويرانى دهد تا در آنجا نيز وضع خبيث چون وضع وى در سمت غربى شود . پس به پسر خويش ابو العباس دستور داد كه با گروهى از ياران خويش ، در كشتى ، در نهر ابو الخصيب توقف كند و جمعى از ياران و غلامان خويش را برگزيند و در شرق نهر ابو الخصيب به جايى فرستد كه خانهء كرنبايى آنجا بود و فعلگان نيز با آنها فرستد كه از خانه ها و منزلهاى ياران فاجر هر چه مىبينند ويران كنند . موفق مقابل قصر همدانى توقف كرد ، همدانى كه يكى از سرداران سپاه خبيث و ياران قديم وى بود حفاظت آن محل را به عهده داشت . موفق به گروهى از سرداران و وابستگان خويش دستور داد ( 632 كه آهنگ خانهء همدانى كند ، فعلگان نيز به همراهشان بودند ، آن محل با گروهى بسيار از ياران خبيث از زنگى و غير زنگى استوار شده بود و ارابه ها و منجنيقها و كمانهاى چند تيره در آنجا بود . نبرد در گرفت و كشته و زخمى بسيار شد تا وقتى كه ياران موفق ، خبيثان را عقب راندند و شمشير در آنها نهادند و از آنها كشتارى بزرگ كردند . ياران ابو العباس نيز با فاسقانى كه بر آنها